حسین را نمی شناسم.....

حسین را نمی شناسم

 

ولی وقتی از راننده تاکسی خواستم ضبطش را روشن کند

گفت:جوان مگر مسلمان نیستی ؟ امروز روز اول محـــــرم است!!!

فکر کنم بخاطر همین کرایه ام ار دو برابر حساب کرد!

 

حسین را نمیشناسم

 

 

ولی گویا حاجی سرکوچه خوب او را میشناخت

که تا نیمه ی شب چنان برطبل میکوبید

تا کودکی که از زور گرسنگی به سختی  خوابش برده بوده باز بیدار شود .....

 

 

حسین را نمیشناسم 

 

ولی شاید فردا سراغش را از پیرزن کارتن خوابی 

که تا صبح جلوی حسینه به خود پیچیده بود گرفتم...

شاید نباید سراغ حسین را در سرزمینی بگیرم 

که مردمانش نعره هایشان را برای خار پای کودکان فلسطین سر میدهند

و نه پاشیدن اسید بر سر و صورت ناموس مملکتشان ....

ولی عده ای را میشناسم که نعشه میکنند و برای زنجیر زدن آماده میشوند 

 

حسین را نمیشناسم 

 

ولی حسینی هارا خوب میشناسم 

/ 0 نظر / 12 بازدید